آسمانی ترین ستاره



 

درد عشقی کشیده ام که مپرس

زهر هجری چشیده ام که مپرس

گشته ام در جهان و آخر کار

دلبری برگزیده ام که مپرس

آنچنان در هوای خاک درش

می رود آب دیده ام که مپرس

من به گوش خود از دهانش دوش

سخنانی شنیده ام که مپرس

سوی من لب چه می گزی که مگوی

لب لعلی گزیده ام که مپرس

بی تو در کلبه ی گدایی خویش

رنج هایی کشیده ام که مپرس

همچو حافظ غریب در ره عشق

به مقامی رسیده ام که مپرس

پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳۸۸  توسط فاطمه آسمانی  |  پيام هاي ديگران ()

 

 



صدایم خیس و بارانی است ، نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است !!!!!!!

 

 

 

اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸

 

فاطمه آسمانی

 

طلبه ای که خیلی وقته ننوشته
غوغای درون مترسک بی نوا
یادداشت های یک روحانی
آدم خوبه ی داستان کیه ؟
عاشقان مهدي (عج)
برو بچه های مطهری
راهی دشت رهایی ...
من و تو و فاصله ها
گل های زندگی من
وبلاگی برای دختران
همیشه تنهای زمین
در حسرت ديدار تو
با لبخند وارد شوید
خدا نزدیک است
آسمانی ترین دل
بچه های خاکی
یه شاخه نیلوفر
صحن خالي دل
عطر سیب خدا
آشیانه پرستو
مسافر عشق
خادم خلق الله
نسيم رحمت
هبوط در کویر
عبد بی قرار
این نیز بگذرد
دفاع مقدس
دست به لاگ
شور عطش
باد مهربون
كبوتر سپيد
نگار آشنا
سبزستان
راه عشق
مي طهور
نستوه
ورپریده
دهکده
سكوت
رندانه
رهرو
میکده
مداد

 

RSS 2.0